تجربه‏ گرایى‏ و نقد آن

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانش آموخته حوزه علمیه قم

چکیده

در این نوشتار تناقضات تجربه گرایی با تحلیل جهت گیری های مختلف آن به تصویر کشیده شد و معلوم گردید که تجربه گرایان، انسان را موجودى صرفاً پذیرنده و منفعل از اشیاء عینى و بیرونى مى‏دانند. این رویکرد به دیگر حوزه‏ها بویژه واقعیت هاى ارزشى و اخلاقى نیز کشیده شده است، هر چند نمى‏توان همه تجربه گرایان را در مقابله با متافیزیک هم رأى و هم نظر پنداشت، نتیجه طبیعى این مکتب انکار حقایق ماورای حس و طبیعت است.
از دیگر شاخصه‏هاى مکتب تجربه گرا سازگار نبودن آن با عقل‏گرایى و فلسفه اولى است، زیرا آن همه‏چیز را از منظر علم بشر مى‏نگرد. و لذا در منطق تجربی سیر فکری بشر همیشه از خاص به عام و از جزئی به کلّی است. از این جهت، در این مکتب، قیاس جای خود را به استقرا می‌دهد. مطلب دیگر این که در این مکتب وجود مفاهیم فطری و قضایای قبل از تجربه انکار شده است؛ اما می‌دانیم که این گونه مفاهیم و قضایا حقائقی است که بنیاد معرفت را تشکیل می‌دهند و انکار آنها تجربه گرا را نیز به بن بست معرفت شناختی می‌رساند.
این مکتب فکری با توجه به روش و اصولی که برگزیده است به اصالت دین نیز متعرض می‌گردد و عملا به نفی مفهوم متعارف دین رهنمون می‌گردد؛ این مسأله در نگاه هیوم به دین کاملا آشکار است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Critical View on Empiricism

نویسنده [English]

  • Moslem Mohammadi
دانش آموخته حوزه علمیه قم
چکیده [English]

In this paper, some contradictions of empiricism along with some of its various tendencies have been critically brought into consideration. As is understood, empiricists has known human being to be only passive in relation to objective things and events. Then the view has extended to other fields specially to the fields of  values and morality. Though one cannot think all empiricists to be of the same position in opposing metaphysics, natural conclusion of  this school consists in denying every reality beyond sense and nature.
      Another characteristic of empiricism is its disagreement with rationalism and first philosophy. The reason why is the fact that this school studies every thing by the view of experimental findings of man and in this way, it runs from particular facts to general rule. As we see, empiricism is dependent upon induction.
      Furthermore in the school at hand, every apriori knowledge including notions and propositions has been argued against. We, however, know that what is argued against by empiricist is nothing but the foundation of human knowledge. Therefore this school meets an unsolvable problem when justifying the problem of knowledge.
    And finally the principles of empiricism leads to the negation of usual meaning of religion; the problem more clearly understood in Hume`s.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Empiricism
  • William of ockham
  • Francis Bacon
  • John Locke
  • Berkeley
  • Hume