<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>انسان پژوهی دینی</title>
    <link>https://raj.smc.ac.ir/</link>
    <description>انسان پژوهی دینی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 23 Aug 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 23 Aug 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>انطباق رویکرد &amp;laquo;سعادت‌محوری&amp;raquo; به قلمرو دین بر آیات و روایات</title>
      <link>https://raj.smc.ac.ir/article_723155.html</link>
      <description>در میان نظریه‌های گوناگون متفکران معاصر در باب قلمرو دین، محوریت سعادت انسان را می‌توان شاخص‌ترین آن‌ها دانست. این نظریه، بر اساس مبانی هستی‌شناختی و انسان‌شناختی، و بر اساس هدف آفرینش انسان، ماهیت دین را بیان راه ضروری سعادت حقیقی انسان می‌داند و در نتیجه، قلمرو دین را هم بر اساس ماهیت دین یا همان سعادت ابدی انسان ترسیم می‌کند. متفکرانی مانند مصباح یزدی، که از مهم‌ترین مدافعان این دیدگاه به حساب می‌آیند، به ‌دلیل همین نگاه به قلمرو دین، با تفکیک میان ابعاد توصیفی و هنجاری علوم، تبیین پدیده‌های طبیعی و روابط میان آن پدیده‌ها و در نتیجه توصیفات علوم طبیعی و انسانی را، که تأثیر ضروری در سعادت حقیقی انسان ندارد، خارج از قلمرو دین می‌دانند. همین محدوددانستن قلمرو دین در این دیدگاه، نقدها و مخالفت‌هایی را در میان محققان فلسفۀ دین به همراه داشته است. نوشتار حاضر با هدف عرضۀ این نظریه به آیات و روایات مربوط به تبیین قلمرو دین در صدد است با روش درون‌دینی این دیدگاه را ارزیابی کند. اثبات انطباق این دیدگاه بر آیات و روایات مربوط به قلمرو دین مهم‌ترین یافتۀ این تحقیق به شمار می‌آید. این یافته گامی نو در پذیرش این دیدگاه و پاسخ به برخی استبعادات در قبال آن است. برای نشان‌دادن اتقان این دیدگاه و با توجه به برخی شبهات قرآنی واردشده، به‌اجمال مهم‌ترین آیات ناظر به حداکثری‌بودن قلمرو دین و همچنین فلسفۀ وجود آیات غیرهنجاری در قرآن را هم بررسی و تحلیل کرده‌ایم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مبانی انسان شناختی علم اجتماعی تفسیری و دلالت‌های جامعه شناختی آن</title>
      <link>https://raj.smc.ac.ir/article_723151.html</link>
      <description>علم اجتماعی مدرن، مبتنی بر بنیان‌های معرفتی و نظری ویژه‌ای است که به رویکردها، نظریه‌ها، حوزه‌ها و روش‌های آن رنگ می‌بخشد و آن را از علم اجتماعی و مبانی آن در رویکرد اسلامی متمایز می‌کند. یکی از اصلی‌ترین مبانیِ شناختی که علم اجتماعی مدرن از آن اثر پذیرفته، چیستی انسان و چگونگی ارتباطش با واقعیت و نیروهای اجتماعی است. این نوشتار در صدد است مبانی انسان‌شناختی علم اجتماعیِ تفسیری را بررسی کند. گردآوری داده‌ها با روش اسنادی و کتاب‌خانه‌ای انجام شده و با روش توصیفی و تحلیلی داده‌ها پردازش شده است. یافته‌ها بیانگر آن است که علم اجتماعیِ تفسیری انسان را موجودی مختار، معناساز، محیط‌آفرین، دوساحتی، محاسبه‌گر، با دستگاه شناختی محدود می‌داند که شعور متعارف مهم‌ترین منبع اطلاعاتی اوست. این نگرش به انسان دلالت‌های جامعه‌شناختی دارد، از جمله: نفی تصویر اثباتی از علم اجتماعی، تمرکز بر فهم و درک انگیزه‌ها و نیات کنشگران اجتماعی و تبیین‌نشدن الگوی پیامدهای ناخواستۀ کنش، بی‌توجهی به علل و سازوکارهای زیربنایی در تحلیل، تاریخی‌دیدن هویت، تبیین تک‌ساحتی انسان، و نسبت‌دادن تغییرات اجتماعی به کنشگران فردی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی آیات مرتبط با مؤلفه‌های هویتی در تعریف انسان</title>
      <link>https://raj.smc.ac.ir/article_722706.html</link>
      <description>از جمله مسائل مهم در مطالعات علوم انسانی، مبتنی‌بودن این علوم بر فلسفه‌های غیرالاهی و مادی است که بنای آن‌ها بر نوعی حیوان‌انگاشتن انسان و در نتیجه مسئول نپنداشتن او در برابر خداوند متعال است. نگاشتهٔ حاضر با رویکرد توصیفی‌تحلیلی، در بیان تعریف نهایی خود از انسان، با عبور از تعریف کهن و مشهور &amp;amp;laquo;حیوان ناطق&amp;amp;raquo; و نیز تعریف مترقی &amp;amp;laquo;حی متأله&amp;amp;raquo; به مثابۀ نظریه‌ای جایگزین، تعریف &amp;amp;laquo;حی عبد&amp;amp;raquo; را گامی جلوتر و دقیق‌تر از نظریۀ اخیر می‌داند؛ زیرا بیان صِرف حیات متألهانه، نشانگر مقام انسانیت نیست، بلکه خضوع عملی برخاسته از ارادۀ انسان در برابر مبدأ کمالات، و عبودیت او در نشئۀ حیات دنیا، تعریف نهایی انسان را شکل می‌دهد. نگارندگان این مقاله معتقدند صرفاً مبتنی بر این تعریف، علوم انسانی قادر خواهند بود انسان را به غایت نهایی‌اش برسانند و در عین حال آسایش و سعادت دنیوی او را متناسب با حرکت عبودی‌اش تأمین کنند، البته به شرط اینکه به مراتب حیات انسان و نیازهای متناسب با آن توجه کنند و اصول و مبانی شریعت الاهی را به عنوان شاکلۀ اصلی خویش بپذیرند و برای حل مسائل عینی، که در حیات اجتماعی رخ می‌دهد، رویکرد بازگشت به آن اصول را در پیش گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل رشد و تعالی اخلاقی انسان: بررسی مقایسه‌ای دیدگاه فارابی و طباطبایی</title>
      <link>https://raj.smc.ac.ir/article_723156.html</link>
      <description>پژوهش حاضر عوامل درونی و بیرونی رشد و تعالی اخلاقی در دیدگاه فارابی و محمدحسین طباطبایی را بررسی می‌کند. روش پژوهش بررسی مقایسه‌ای است؛ یعنی توصیف نقاط اشتراک و افتراق این دو دیدگاه و البته فراتر از آن، چرایی تمایزها بر اساس مبانی این دو متفکر نیز تبیین شده است. دیدگاه هر دو متفکر در تحلیل عوامل رشد و تعالی اخلاقی به نظریۀ تعاملی (یعنی تعامل عوامل درونی و بیرونی) انتساب‌پذیر است. در خصوص عوامل بیرونی‌اجتماعی، عوامل ذکرشده یکسان است، جز آنکه عواملی که طباطبایی بیان می‌کند با ساختار جوامع امروزی متلائم‌تر است. همچنین، در خصوص نقش جامعه در تعالی اخلاقی افراد، فارابی صرفاً به تعاون و همکاری افراد (به عنوان موجودی اجتماعی)، به مثابۀ رمز تعالی، اشاره کرده است، در حالی ‌که طباطبایی، فراتر از این تحلیل، با پذیرش هویت جامعه، جامعه را همچون یک واحد، در اخلاقیات افراد به صورت مثبت یا منفی دخیل می‌داند، تا جایی که حتی جامعه، به عنوان عامل بیرونی، بر عوامل درون‌فردی غلبه می‌کند و آن را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این تمایز به دلیل مبانی مختلف این دو متفکر است که نظریۀ &amp;amp;laquo;اعتبارات اجتماعی&amp;amp;raquo; طباطبایی و تحلیل امروزی &amp;amp;laquo;هویت جامعه&amp;amp;raquo; نزد وی، و مبانی هستی‌شناختی و علم‌النفسی متفاوت او، در تبیین چرایی این تفاوت دیدگاه تحلیل شده است. همچنین، داوری خود دربارۀ برتری‌ها و نواقص هر یک از دیدگاه‌ها را به صورت مقایسه‌ای بیان کرده و مدل فرآیند تأثیر و تأثر عوامل درونی و بیرونی بر تعالی اخلاقی انسان نزد طباطبایی را بازسازی کرده‌ایم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مفاهیم &amp;laquo;مرگ&amp;raquo; و &amp;laquo;زندگی&amp;raquo; در صحیفهٔ سجادیه از منظر استعارۀ مفهومی</title>
      <link>https://raj.smc.ac.ir/article_723154.html</link>
      <description>درک مفاهیم انتزاعی برای انسان بدون بهره‌گیری از مفاهیم عینی بحث‌برانگیز است. به همین منظور، زبان انسان از استعاره‌های مفهومی استفاده می‌کند. به ‌عبارت دیگر، یکی از اصلی‌ترین ابزارهای زبانی انسان که به‌ طور گسترده‌ای در زبان او نهادینه شده، استعارۀ مفهومی است. &amp;amp;laquo;مرگ&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;زندگی&amp;amp;raquo; از جمله مفاهیم انتزاعی محسوب می‌شود که انسان برای تبیین آن از حوزه‌های عینی بهره می‌گیرد. این پژوهش با روش توصیفی‌تحلیلی و گردآوری داده‌ها به شیوۀ کتاب‌خانه‌ای انجام شده و در صدد است نشان دهد کدام استعاره‌های مفهومی در حوزۀ مقصد مرگ و زندگی در صحیفۀ سجادیه به ‌کار رفته و مهم‌ترین حوزۀ مبدأ برای این دو مفهوم در این کتاب ارزشمند چیست. نتایج بررسی دقیق دعاهای صحیفۀ سجادیه نشان می‌دهد در مجموع ده حوزه برای این دو مفهوم شناسایی شده که از این تعداد، هفت حوزه به مرگ و سه حوزه به زندگی اختصاص دارد. پُرکاربردترین حوزه‌های مبدأ برای این دو مفهوم، استعاره‌های &amp;amp;laquo;سفر&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مقصد&amp;amp;raquo; بوده است که نشان می‌دهد مفاهیم &amp;amp;laquo;مرگ&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;زندگی&amp;amp;raquo; در صحیفۀ سجادیه تناسب و تناظر هدفمندی دارند. بر اساس این مفاهیم، زندگی مسیری است برای رسیدن به هدف نهایی که همان آخرت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیر تحول معرفت‌شناختی مراتب وحی در قرآن با توجه به نظریۀ رشد شناختی</title>
      <link>https://raj.smc.ac.ir/article_723152.html</link>
      <description>پژوهش در مراتب وحی در آیات قرآن و عهدین، بیانگر سیر تحولی است که در ادوار مختلف تاریخ در صورت‌های متفاوت، جلوه‌گری کرده و در گذر زمان در گونه‌های کامل‌تری تحقق یافته است. ملاحظۀ چنین سیر تحولی از مراتب وحی این پرسش را پیش می‌کشد که: آیا گونه‌های مختلف وحی که از صورتی ساده و عینی در تورات آغاز شده و در طول زمان به صورت متعالی‌تر در دوران خاتمیت ختم شده، با مراتب معرفت انسان ارتباط دارد؟ و آیا می‌توان آن‌گونه که روان‌شناسی رشد برای انسان رشد شناختی قائل است برای تاریخ بشر هم این رشد را در نظر گرفت؟ همسو با پژوهش‌های روان‌شناسی رشد، تحلیل آیات و تفاسیر نشان می‌دهد بشر در بستر زمان سه دوره از تفکر عینی، عینی‌انتزاعی و انتزاعی را پشت سر گذاشته و به تناسب آن، وحی به انبیا و روش‌های دعوت آن‌ها در هر دوره صورت جدیدی یافته است. به جهت غلبۀ تفکر عینی‌حسی بشر در دورۀ انبیای پیش از موسی (ع)، وحی غالباً در خواب و رؤیا به ایشان نازل شده و روش دعوت آن‌ها مجادله در سطح حسی‌عینی بوده است. از زمان موسی (ع)، با شروع تفکر انتزاعی و تلاش انسان در رهایی از تفکر عینی، وحی در سطحی بالاتر، در تکلم خداوند با پیامبرش در قالب موعظه جایگاه خاصی می‌یابد. با بلوغ عقل بشر در دورۀ خاتمیت و انتزاعی‌ترشدن مفهوم &amp;amp;laquo;خداوند&amp;amp;raquo; فرشتۀ وحی واسطۀ وحی می‌شود و تعقل و تفکر به‌ عنوان روش حکمی بر روش دعوت پیامبر خاتم غلبه می‌یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌سازی شناختی و نسبت آن با نفس</title>
      <link>https://raj.smc.ac.ir/article_723153.html</link>
      <description>اینکه شباهت‌ها و تفاوت‌های مدل‌های مصنوعی هوش و رایانه با ادراکات شناختی انسانی چیست، پرسشی است درخور تأمل جدی. در این مقاله توضیح داده‌ایم که پردازش اطلاعات در رایانه، هوش مصنوعی و همچنین مغز انسان به ‌صورت کدگذاری‌های الکتریکی و پردازش صوری است نه پردازش معنایی. همچنین، هوش مصنوعی و مغز انسان به ‌خودی ‌خود فاقد خودآگاهی است. اما تجربۀ پدیداری ما حاکی از وجود خودآگاهی، ادراک معنا و مفهوم و همچنین اختیار است. این تجارب را نمی‌توان مبتنی بر عملکرد مغز توضیح داد. بنابراین، دیدگاه دوگانه‌انگاران، که به ساحتی به نام روح برای انسان قائل‌اند، واقع‌بینانه است. اتحاد کوانتومی در ذرات زیراتمی مغز که برای توجیه یکپارچگی خودآگاهی پیشنهاد شده به دو دلیل نابسنده است: نخست آنکه، شروط اتحاد کوانتومی در مغز فراهم نیست، و دوم اینکه فعالیت‌های ذهنی متکثر، و خلاف مقتضای اتحاد کوانتومی است. اما بر مبنای نظریۀ متکلمان اگر روح را جسم لطیف بگیریم امکان اتحاد کوانتومی در ذرات بنیادین آن هست. از طرفی پردازش‌های ذهنی اطلاعات که در مغز اتفاق می‌افتد و سازوکارهای کمابیش شناخته‌شده‌ای دارد، نباید به روح نسبت داده شود تا بی‌جهت زمینۀ انکار روح فراهم نشود. ذهن از روح متمایز است و عملکرد عالی مغز محسوب می‌شود. روح را باید کاربر مغز و ذهن دانست که به ذهن معنا می‌دهد و منشأ پدیدۀ خودآگاهی است. همچنین، میان اراده و اختیار هم نباید خلط کرد، زیرا اراده می‌تواند به ‌سبب علل جبری محقق شود. ذهن منشأ اراده است، اما روح منشأ اختیار.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کارکردهای رواداری در تکامل انسان تمدن‌ساز از دیدگاه مرتضی مطهری</title>
      <link>https://raj.smc.ac.ir/article_723157.html</link>
      <description>در تمدن‌سازی اسلامی انسان مهم‌ترین اصل است. انسان‌ها از لحاظ استعدادها و توانایی‌های انسانی با هم متفاوت‌اند. وجود تفاوت در انسان‌ها ظرفیت‌های فراوانی در راستای تمدن‌سازی فراهم می‌کند. این پژوهش با هدف تبیین نقش رواداری در تکامل انسان تمدن‌ساز از منظر مطهری، با رویکردی بینارشته‌ای ارتباط نظام‌مند بین دو متغیر &amp;amp;laquo;رواداری&amp;amp;raquo; با مؤلفه‌های پذیرش تفاوت‌ها، انعطاف فکری و گفت‌وگوی سازنده، و &amp;amp;laquo;تمدن اسلامی&amp;amp;raquo; با شاخصه‌های پیشرفت علمی، انسجام اجتماعی و کاربست تفکر در همۀ عرصه‌ها را بررسی می‌کند. پرسش این است که:&amp;amp;nbsp;دیدگاه مطهری دربارۀ کارکردها و چگونگی تأثیر رواداری بر تکامل انسان تمدن‌ساز چیست؟ در این مقاله با روش توصیفی‌تحلیلی و رویکرد تفسیری‌تحلیلی به این پرسش پرداخته‌ایم. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد رواداری در اندیشۀ مطهری از طریق فرآیندهای عقلانی‌سازی، انسجام‌بخشی، نوآوری علمی، اصلاح دینی و تعامل تمدنی، زمینه‌ساز حرکت انسان در مسیر تمدن‌سازی می‌شود و به‌ عنوان زیرساختی معرفتی، نه‌فقط در قالب فضیلتی اخلاقی، بلکه به مثابۀ ضرورتی تمدنی، مسیر تحقق تمدن اسلامی را هموار می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقدی بر معرفت‌شناسی فون هایک در تبیین آزادی: ارائه شواهدی از اسلام</title>
      <link>https://raj.smc.ac.ir/article_719012.html</link>
      <description>فون هایک، از متفکران غربی قرن بیستم، دیدگاه‌های مهمی دربارۀ آزادی انسان در مباحث جامعه‌شناسی، اقتصاد و سیاست مطرح کرده است که محل استناد پژوهشگران است. اغلب تحلیل‌ها و نقدهایی که بر این دیدگاه‌ها انجام شده در درون گفتمان لیبرالیستی و معطوف به کاربرد نظریات او بوده است و تحقیقات و نقدهای کمی دربارۀ منشأ فکری و فلسفی این دیدگاه‌ها صورت گرفته است. بر همین اساس، تحقیق حاضر تلاشی است تا با استفاده از فراتحلیل آثار فون هایک و مرور نظام‌یافتۀ تحلیل‌ها و نقدهای مرتبط، ضمن تحلیل ریشه‌های فلسفی اندیشۀ هایک، معرفت‌شناسی و انسان‌شناسی هایک از انسان آزاد را نقادی کند و نظر اسلام دربارۀ گزاره‌های اصلی نظریۀ او در برساخت آزادی انسان را جویا شود. نتایج فراتحلیل نشان داد که حذف قوۀ استدلال در فهم امور، قیاس جامعۀ انسانی با نظم خودانگیختۀ بیولوژیکی، قیاس ذات انسان و ارگانیسم، تبیین فیزیکی و پدیداری از علم‌النفس و تفسیر نارسا از ذهن و آگاهی انسان نقص معرفت‌شناختی و انسان‌شناختی دارد. همچنین، یافته‌ها حاکی از آن است که هایک در کمال وسیله‌ای‌دانستن آزادی، تعیین منبع آزادی از طریق تعامل پوزیتیویستی انسان با محیط، تمایزندادن &amp;amp;laquo;آزادی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;رهایی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اختیار&amp;amp;raquo; از همدیگر و نادیده‌انگاری نقش استدلال و تفکر بشر در جبر و تکوین، در تضاد رادیکال با اسلام قرار دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی انتقادی پیامدهای برابری ‌جنسیتی در سند 2030 برای زنان در پرتو آیات قرآن ‌کریم</title>
      <link>https://raj.smc.ac.ir/article_723149.html</link>
      <description>دفاع از حقوق زنان دغدغۀ مهم سازمان‌های بین‌المللی در دهه‌های اخیر بوده‌ است. هدف پنجم سند توسعۀ پایدار ۲۰۳۰ به &amp;amp;laquo;برابری ‌جنسیتی و توانمندسازی زنان و دختران&amp;amp;raquo; اختصاص یافته ‌است. با توجه به اینکه &amp;amp;laquo;توانمندسازی&amp;amp;raquo; و همۀ اهداف فرعی ذیل هدف پنجم به &amp;amp;laquo;برابری جنسیتی&amp;amp;raquo; برمی‌گردند، &amp;amp;laquo;برابری‌ جنسیتی&amp;amp;raquo; برای تحقق همۀ اهداف سند 2030 محوریت دارد. نهاد زنان ملل ‌متحد با توسعۀ مفهومیِ &amp;amp;laquo;برابری‌ جنسیتی&amp;amp;raquo;، مفاهیم و مصادیق جدیدی را به سند می‌افزاید که در نگاه اول به سند دیده نمی‌شود، ولی ملاک پیگیری‌ها و مؤاخذه‌های بین‌المللی دولت‌ها قرار می‌گیرد. هدف این مقاله، شناسایی پیامدهای حقیقی برابری جنسیتی بر اساس مؤلفه‌های توسعه‌یافته برای زنان است و با روش تحقیق اسنادی و تحلیل انتقادی انجام گرفته‌ است. یافته‌های مقاله نشان می‌دهد برابری جنسیتی در ظاهر، پیامدهای سودمندی به زنان جهان نوید می‌دهد، ولی در عمل با فروکاست منزلت انسانی زنان و تضعیف بنیان خانواده، تحمیل مسئولیت‌های بیشتر بر زنان در جامعه بدون توجه به علاقه‌ها و توانایی‌هایشان، همچنین افزایش فقر و کاهش سلامت و امنیت، مشکلات فردی و اجتماعی جدیدی برای زنان ایجاد می‌کند. در حالی ‌که رویکرد قرآن‌ کریم بر اساس &amp;amp;laquo;عدالت جنسیتی&amp;amp;raquo; ارزش انسانی و ذاتی زنان را تبیین، جایگاه همسری و مادری در خانواده را تقویت، و حقوق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی متناسب با آنان را تعیین می‌کند و الگویی به‌مراتب مؤثرتر و کارآمدتر است. انقلاب اسلامی ایران در عصر حاضر توانست نمونۀ عملی این الگو را برای زن به دنیا معرفی کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تفاضـل یا تساوی رتبی مـردان و زنان از منظـر قرآن</title>
      <link>https://raj.smc.ac.ir/article_722262.html</link>
      <description>اسلام زن و مرد را دو صنف از یک حقیقت می‌داند و ماهیت مشترک انسانی برای هر دو قائل است و تفاوت جزئی در برخی از احکام و حقوقشان هرگز نمی‌تواند مبنای تفاضل رُتبی ایشان باشد. در پیشگاه الاهی، زنان و مردان از لحاظ انسانیت و ارزش‌های الاهی برابرند و تفاوت‌های طبیعی، تنوع و اختلاف روحیات و استعدادهایشان ناشی از نقش‌های گوناگونشان است. این اختلاف ویژگی‌ها مطلقاً به معنای تفاوت ارزشی ایشان نیست. در این مقاله با روش توصیفی‌تحلیلی پس از بیان، بررسی و نقد ادلۀ قرآنیِ قائلان به برتری رُتبی مردان بر زنان به این نتیجه رسیدیم که زن دارای وجودی مستقل و هم‌رتبه با مرد است و آنچه به زعم قائلان نظریۀ عدم تساوی رُتبی مرد و زن به ‌عنوان ادلۀ اثبات مطرح شده صرفاً بر تفاوت‌های جسمی و روحی میان زن و مرد دلالت دارد که موجب تفاوت در مسئولیت‌های فردی و اجتماعی‌شان شده است. بنابراین، این تفاوت‌ها به ماهیت انسانی‌شان ارتباط ندارد و موجب تفاضل رُتبی یکی بر دیگری نخواهد شد.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>باز تعریف عیوب مشترک موجب فسخ نکاح با تأکید بر ابعاد انسانی زوجین</title>
      <link>https://raj.smc.ac.ir/article_723243.html</link>
      <description>فسخ عقد نکاح به واسطۀ عیوب حقی است که در فقه امامیه به زوجین داده شده است تا بتوانند از حقوق ذاتی و انسانی خویش بهره‌مند شوند. در این میان برخی عیوب به صورت مشترک معطی حق فسخ به زوجین است که از آن به &amp;amp;laquo;عیوب مشترک&amp;amp;raquo; یاد می‌شود. مطابق نظر مشهور فقها، جنون تنها عیبی است که در صورت وجود آن در هر یک از طرفین عقد نکاح، طرف دیگر حق فسخ عقد نکاح را خواهد داشت. قانون مدنی در این خصوص، از نظر مشهور فقها تبعیت کرده است. در مقابلِ نظر مشهور، برخی دیگر از فقها معتقدند دو بیماری برص و جذام نیز جزء عیوب مشترک است. پژوهش پیش رو با شیوۀ توصیفی و تحلیلی و بهره‌گیری از منابع دست اول کتاب‌خانه‌ای، ضمن نقد دیدگاه مشهور فقها و تبیین نظر غیرمشهور در پذیرش نظریۀ توسعۀ عیوب مشترکِ موجب فسخ به نفع زنان، این نظر را با روح عدالت‌خواهی قوانین اسلامی و همچنین تشریع قوانین در اسلام بر مبنای انسانیت و نه جنسیت همگام‌تر می‌داند. پیشنهاد شده است برای رعایت حقوق زوجه، علاوه بر شرط سلامت مرد از بیماری‌های مد نظر، مواد قانونی مربوط به آن اصلاح شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خطابات قانونی و نقش آن در تقدم دیدگاه جامعه‌گرا بر فردگرا</title>
      <link>https://raj.smc.ac.ir/article_720057.html</link>
      <description>نظریه خطابات قانونی از ابداعات امام خمینی(ره) است.این نظریه در مقابل خطابات شخصی شارع نسبت به مکلفین است؛که برای تمام انسان‌های مکلف در جامعه، کلى و عام است و در قالب قضایاى حقیقى بیان مى شود.مساله پژوهش حاضر، واکاوی عدم انحلال یا انحلال قضایای مذکور از نظر افراد مکلف می‌باشد که ثمره اش بر مقدم بودن امنیت جامعه‌گرا بر فرد‌گرا تاثیری مستقیم دارد. مشهور اصولیین،خطاب قانونى را قابل تجزیه به خطابهای شخصى به اندازه هر فرد مورد خطاب دانسته لکن امام خمینى(ره) خطاب را غیرقابل تجزیه می‌داند. نگارندگان با روش توصیفی-تحلیلی به تاثیر نظریه خطابات قانونی ‌در تقدم رویکرد امنیتی جامعه گرا بر فردگرا پرداخته‌‌ و به نتایج زیر رسیدند:1.امنیت سیاسی، در دو سطح فـردی و ملی می‌تواند مطمح نظر قرارگیرد.2. نظریه خطاب‌های قانونی مطرح شده توسط امام خمینی(ره) یک جا نیامده بلکه در بحث های مختلف و به صورت پراکنده مطرح شده است بدین صورت که گاه در بحث علم اجمالی این بحث را مطرح کرده و آن را به عنوان پیشنهادی راهگشا برای حل مشکل‌های بحث ترتب دانسته و گاهی در ضمن طرح مقدماتی در بحث ضد آن را مطرح میکند.3. اهمیت مصلحتهای کلان جامعه و ارتقا و حفظ امنیت جامعه‌، بر امنیت فردی مقدم است با اینکه هنگام رجوع به منـابع فقهی بر استقلال و حرمت حق فردی مانند حق آزادی بیـان، حفظ معیشت و حفظ کرامت انسانی و حق مالکیـت تأکید زیادی شده ولی مطابق نظریه خطابات قانونی، در حکومت اسلامی باید در تعیین راهبردهای کلان و تدوین قوانین، به تقدم امنیت جامعه توجه نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ماهیّت زبان و رابطه آن با سیاست در اندیشه گادامر و نقد آن از منظر نهج البلاغه</title>
      <link>https://raj.smc.ac.ir/article_723158.html</link>
      <description>مرکزیّت زبان در تفکر فلسفی قرن بیستم و جایگاه تعیین کننده آن در هرمنوتیک فلسفی گادامر و از آن طرف اتکاء کثرت-گرایی سیاسی به هرمنوتیک گادامری، بررسی زبان و سیاست در اندیشه گئورک گادامر و نقد آن بر مبنای آموزه‌های دینی را مهم می‌نماید. پژوهش پیش‌رو با این هدف رویکرد هستی‌شناسانه گادامر به زبان و رابطه آن با سیاست را بررسی می‌کند و سپس اهمیّت زبان در کلام امام علی(ع) در نهج‌البلاغه و معانی و مضامین آن را استخراج کرده و به رابطه مطلوب زبان با سیاست از دیدگاه نهج‌البلاغه پرداخته است. این بررسی رابطه حقیقت و زبان در اندیشه گادامر و تقابل نوشوندگی مداوم هستی انسانی که گادامر در زبان می‌بیند را با حقیقت از منظر نهج‌البلاغه به پرسش می‌گیرد و زبان مطلوب و رابطه آن با سیاست را از دیدگاه نهج‌البلاغه ارائه می‌دهد. نتایج حاصل بیان‌گراین است که نهج‌البلاغه در موافقت با گادامر، اندشیدن به زبان را خاموش نکرده، آن را قوّه‌ای شگرف می‌داند، به موقعیّت فقدان زبان، یعنی سکوت می‌اندیشد و نسبت سکوت را با چگونگی هستن انسان بیان می‌دارد و در سطحی بالاتر از اندیشه گادامر هم امکان نگرش هستی‌شناسانه به زبان را فراهم می‌کند و آن را به مقامی جهت تفکر و نوشوندگی فکری قرار می‌دهد و هم با اصالت دادن به حقیقت، هرگونه تأمل در باب زبان را با نگاه به حقیقت، صداقت و عمل پیوند می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>صورت‌ خدا بودن انسان در ادبیات ادیان ابراهیمی و ایده برابری بنیادین؛ مطالعه موردی اندیشه جان لاک</title>
      <link>https://raj.smc.ac.ir/article_731746.html</link>
      <description>صورت گونگی انسان نسبت به خدا، در ادبیات مقدس ادیان ابراهیمی از جمله اسلام مشترک است و در ادبیات فارسی نیز به چشم می‌خورد. مساله اینست که با وجود این اشتراک، اندیشه‌ها و در نتیجه الگوهای متفاوتی از فرهنگ و آیین، خانواده، سیاست و مالکیت در بین پیروان این ادیان شکل گرفته و تحول یافته است که ناشی از تفاسیر متفاوت قدیم و جدید از این رابطه خَلقی انسان با خدا و به دنبال آن مسائل بنیادینی همچون نسبت آدم و حوا، هبوط، زندگی زن و مرد و فرد و جمع در زمین/دنیا و...است. به ویژه ایده صورت‌گونگی، مبنای برابری یا نابرابری بنیادین و از جمله تحول امرسیاسی بوده است. این مقاله ضمن اشاره به این ادبیات مشترک ادیان، به مطالعه موردی اندیشه جان لاک می‌پردازد که چگونه تلاش کرده است با بحث‌های الهیاتی متکی بر صورت گونگی، ایده برابری بنیادین انسان‌ها را تصویرکند و بنیانی الهیاتی برای نظم سیاسی مبتنی بر رضایت فراهم آورد. روش توصیفی و تفسیری مقاله، از نظریه تاریخ مفهومی راینهارت کوزلک و از ادبیات جرمی والدرون به عنوان چارچوب نظری بهره برده است. این پژوهش نشان می‌دهد که برخلاف تصور برخی سکولارها، مهم‌ترین بنیان‌گذاران تجدد سیاسی بی‌نیاز از الهیات نبوده‌اند. همچنین قرابت ادیان ابراهیمی امکان انتقال تجارب معرفت شناختی و روش شناختی در بین آن‌ها را فراهم می‌کند. این مقاله می‌تواند فرصت مطالعات مقایسه‌ای و انتقادی برای بررسی چرایی تفاوت تفاسیر الهیاتی و سیاسی در بین متفکران ادیان ابراهیمی با وجود اشتراک در چنین ایده‌هایی را فراهم کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دام‌گستری مجرمین یقه‌آبی در سنجه کرامت انسانی: نقد فلسفه سیاسی عمل پلیسی در نظام عدالت کیفری ایران و ارائه الگوی نظارت قضایی پیشین</title>
      <link>https://raj.smc.ac.ir/article_735282.html</link>
      <description>چکیدهپدیده &amp;amp;laquo;دام‌گستری پلیسی&amp;amp;raquo; به‌ویژه زمانی که متوجه مجرمین یقه‌آبی (کارگران، خرده‌فروشان، متهمان جرایم خرد و آسیب‌پذیران اقتصادی-اجتماعی) می‌شود، حلقه اتصال بحرانی میان &amp;amp;laquo;اقتدار حکومتی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;کرامت انسانی&amp;amp;raquo; است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد بینارشته‌ای، در صدد پاسخ به این پرسش است: &amp;amp;laquo;دام‌گستری نسبت به مجرمین یقه‌آبی چه تعارضات ساختاری با اصول چهارگانه فطرت، کرامت ذاتی، اختیار و حرمت غدر در مبانی انسان‌شناختی حکمرانی دینی دارد؟&amp;amp;raquo;یافته‌ها نشان می‌دهد دام‌گستری مجرمین یقه‌آبی در تعارضی ذاتی و چهارسویه با این مبانی قرار دارد: نخست، با تبدیل حکومت از &amp;amp;laquo;باغبان&amp;amp;raquo; پرورش‌دهنده فطرت به &amp;amp;laquo;شکارچی&amp;amp;raquo; فقیرترین شهروندان، اصل فطرت را نقض می‌کند. دوم، با تقلیل شهروند از &amp;amp;laquo;غایتِ ذاتاً مکرّم&amp;amp;raquo; به &amp;amp;laquo;ابزار آسان‌دست‌یاب&amp;amp;raquo; کشف جرم، اصل کرامت را زیر پا می‌گذارد. سوم، با ایجاد &amp;amp;laquo;جبر ساختگی&amp;amp;raquo; در بستر محرومیت‌های پیشینی، اصل اختیار را بی‌معنا می‌سازد. چهارم، با نقض عهد ضمنی صداقت و توسل به غدر، اصل اخلاق اعتماد را ویران می‌کند.واکاوی منظومه‌ای فقه حکومتی با استخراج پنج قاعده کلیدی (حرمت غدر، نهی از اغراء، حرمت تجسس، شرایط مضیق اضطرار، بطلان ادله ناشی از حرام) مؤید آن است که دام‌گستری فعال نسبت به مجرمین یقه‌آبی فاقد مشروعیت شرعی بوده و ادله ناشی از آن باطل است. بررسی تطبیقی رویه قضایی دیوان عالی آمریکا در پرونده‌های Sherman (1958) و Jacobson (1992) نشان می‌دهد که نظام حقوقی آمریکا نیز با اصول &amp;amp;laquo;تولید جرم توسط دولت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;عدم آمادگی قبلی&amp;amp;raquo; به نتایجی مشابه با فقه اسلامی دست یافته است. در نتیجه، ضرورت گذار به الگوی &amp;amp;laquo;نظارت قضایی پیشین و فعال&amp;amp;raquo; به عنوان بیانیه عملی حکمرانی اعتمادساز ایجاد می‌شود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
