انسان پژوهی دینی

انسان پژوهی دینی

تفسیر حیات انسانی و نقد عقل مدرن از منظر نیچه و اقبال لاهوری

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دانشیار گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استادیار گروه علوم سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
10.22034/ra.2024.1999623.2874
چکیده
نیچه خرد را شرط لازم و نه کافی برای حیات انسانی می‌دانست؛ اما به اندیشمندی خردستیز شهرت یافت. اقبال لاهوری نیز با نقد عقلانیت مدرن غربی در پی بازسازی فکر دینی در اسلام بود. فهم چیستی و صورت­بندی نقد این دو اندیشمند بر عقلانیت مدرن و چگونگی تفسیر آنها از جهان و حیات انسانی، مسئله‌محوری این مقاله است. نیچه می­کوشد با اجتناب از مطلق‌نگری، کارکرد عقل را محدود و مشخص نموده و درعین‌حال آن را از سلطه ایدئولوژیک برهاند و سپس در کنار غریزه و احساس بنشاند. اقبال نیز در اشعار و نوشته­هایش با نقد عقل فلسفی، بر تجربه و شهود تأکید می­­کند. نیچه جهان را فاقد معنا می­داند و بر شور زندگی و پررنگ­کردن جنبه­های دیونیزوسی آن تأکید دارد و با اذعان به مرگ خدا هرگونه نظام­سازی دینی و اخلاقی را منتفی می­سازد. اما اقبال عقل را  نعمت الهی دانسته و قصد دارد بر پایه نظام اندیشه‌­ای دینی منسجم و متشکل از منابع سه­‌گانه شناخت؛ یعنی طبیعت، تاریخ و تجربه، جهان را تفسیر کرده و معنای زندگی را دریابد و بدین ترتیب به هر دو بعد آپولونی و دیونیزوسی جهان و حیات انسانی توأمان توجه دارد. در این مقاله سعی شد با بررسی شبکه ­معنایی هر متفکر وجوه اشتراک و افتراق اندیشه آنان در مورد تفسیر حیات انسانی مشخص ­گردد. یافته‌­ها حاکی‌ست ­که مهمترین ویژگی اندیشه‌­ی نیچه و اقبال وجه انتقادی و سنت ­شکنی آنهاست. آنها عقل انسان­ را به ­تنهایی قادر به فهم صیرورت هستی­ نمی­‌دانند و برای تفسیر جهان نیاز به­ پیوند انسان با حیات را لازم و بیشترین سطح­ آگاهی و اندیشه­‌ورزی فیلسوفان را ناشی ­از غرایز نهانی آنها می­‌دانند. البته اقبال چه ­در نقد مدرنیته و فرهنگ ­یونانی و چه ­در ناکافی­ دانستن عقل ­انسانی برای فهم ­جهان و حیات ­انسانی با نیچه اشتراک عقیده دارد، ولی برای غرایز انسانی جایگاهی بسان­ نیچه قائل نیست. در این پژوهش نگارنده قصد دارد با روش هرمنوتیک قصد‌گرا و مؤلف محور کوئنتین اسکینر و جمع‌آوری اطلاعات به شیوه کتابخانه‌ای به بررسی دیدگاه متفکران مذکور بپردازد، کاری که تاکنون انجام نشده است.
کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

Interpretation of Human Life and Critique of Modern Reason from the Perspective of Nietzsche and Iqbal Lahori

نویسندگان English

Mohammad Nasiri 1
Garineh Keshishyan Siraki 2
Seemed ali Mortazaveyan farsani 3
1 PhD student ,Islamic Azad University, Tehran, Iran.
2 Associate Professor, Islamic Azad University, Tehran, Iran.
3 Assistant Professor, Islamic Azad University, Tehran, Iran
چکیده English

Nietzsche considered reason a necessary but not sufficient condition for human life, yet he became known as an anti-rationalist thinker. Iqbal Lahori, too, in criticizing Western modern rationality, sought to reconstruct religious thought in Islam. Understanding the nature and formulation of these two thinkers' critique of modern rationality and their interpretation of the world and human life is the central issue of this article. Nietzsche attempts to avoid absolutism, limit and specify the function of reason, and simultaneously liberate it from ideological domination, then place it alongside instinct and emotion. Iqbal, in his poems and writings, also emphasizes experience and intuition while critiquing philosophical reason. Nietzsche sees the world as meaningless and emphasizes the passion for life and the Dionysian aspects of it. By acknowledging the death of God, he negates any religious and moral system-building. However, Iqbal considers reason a divine blessing and intends to interpret the world and understand the meaning of life based on a coherent religious thought system composed of three sources of knowledge: nature, history, and experience. Thus, he pays attention to both Apollonian and Dionysian aspects of the world and human life simultaneously.This article attempts to identify the commonalities and differences in their thoughts regarding the interpretation of human life by examining the semantic network of each thinker. The findings suggest that the most important feature of Nietzsche and Iqbal's thought is their critical and tradition-breaking aspect. They do not consider human reason alone capable of understanding the becoming of existence and deem it necessary to connect humans with life to interpret the world. They attribute the highest level of awareness and philosophizing of philosophers to their hidden instincts. In this research, the author intends to examine the views of these thinkers using Quentin Skinner's intentionalist and author-centered hermeneutic method and collecting information through library research, a task that has not been done before.

کلیدواژه‌ها English

Nietzsche
Iqbal Lahori
rationality
interpretation of the world
human life
  • اسپینکز، لی (1388)، فریدریش نیچه، ترجمه رضا ولی یاری، تهران: نشر مرکز.
  • اشتراوس، لئو (1396)، مقدمه‌ای سیاسی بر فلسفه، ترجمه یاشلر جیرانی، تهران: نشر آگه.
  • اقبال، جاوید (1372)، زندگی و افکار اقبال لاهوری، شهیندخت کامران مقدم، تهران: شرکت به نشر.
  • بقایی، محمد (1389)، اقبال، گلی که در جهنم روئید، تهران: سورة مهر.
  • جمشیدی، محمدحسین (1387)، مبانی و روش‌شناسی تبیین، تهران: دانشگاه امام صادق(ع).
  • حسنی ندوی، سیدابولحسن علی (1377)، شگفتی‌های اندیشه اقبال، ترجمه عبدالقادر دهقان، تهران: شیخ الاسلام.
  • سروش، عبدالکریم (1375)، تفرّج صنع، تهران: مؤسسۀ فرهنگی صراط.
  • سعیدی‌پور، امیرعباس (1386)، نیایش در منظومۀ معرفت دینی مولانا محمد اقبال لاهوری، تهران: آشیان.
  • سعیدی، غلامرضا (1370)، اندیشه‌های اقبال لاهوری، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلام.
  • شایگان، داریوش (1388)، افسون زدگی جدید: هویت چهل تکه و تفکر سیار، ترجمه: فاطمه ولیانی، چاپ چهارم، تهران: نشر و پژوهش فرزان روز.
  • طباطبایی، مینا؛ صافیان، محمد جواد (1384)، نقد نیچه بر سقراط، پژوهش‌های معرفت شناختی (آفاق حکمت)، ش 5: 17-33.
  • کاپلستون، فردریک (1375)، تاریخ فلسفه، از فیشته تا نیچه، ترجمه داریوش آشوری، تهران: انتشارات سروش.
  • کرباسی‌زاده، علی؛ طهماسبی، ستار (1393)، زایش و مرگ تراژدی در اندیشه نیچه، متافیزیک (مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی اصفهان)، ش 17:‌ 93-110.
  • لاین، دیوید (1380)، پسامدرنیته، ترجمه محسن حکیمی، تهران: نشر آشیان.
  • لاهوری، اقبال (1343)، کلیات اقبال لاهوری، به اهتمام احمد سروش، بینا: کتابخانه سنایی.
  • ـــــــــــــــ (1379)، بازسازی اندیشه دینی در اسلام، ترجمه محمد بقایی ماکان، تهران: فردوس.
  • مطهری، مرتضی، (1378 ). احیای تفکراسلامی، تهران: صدرا.
  • منوچهری، عباس (1385)، عقل سرخ و حق سبز: انسان‌شناسی اشراقی و حق انسانی، دوفصلنامه پژوهشکده علوم انسانی و اجتماعی جهاد دانشگاهی، شماره 3: 73-96
  • نیچه، فریدریش (1387)، چنین گفت زرتشت، ترجمه مسعود انصاری، تهران: انتشارات جامی.
  • ـــــــــــــــ (1386)، انسانی؛ بسیار انسانی، ترجمه سعید فیروزآبادی. تهران: انتشارات جامی.
  • ـــــــــــــــ (1381)، غروب بت‌ها، ترجمه داریوش آشوری، تهران: نشر آگه.
  • ـــــــــــــــ (1382)، نیست انگاری اروپایی، ترجمه دکتر محمود باقر هوشیار، تهران: نشر پرسش.
  • ـــــــــــــــ (1373)، فراسوی نیک و بد، ترجمه داریوش آشوری، تهران: انتشارات خوارزمی.
  • ـــــــــــــــ (1375)، زایش تراژدی، ترجمه رویا منجم، تهران: انتشارات پرسش.
  • ـــــــــــــــ (1380)، تبارشناسی اخلاق، ترجمه داریوش آشوری، تهران: نشرآگه.
  • ـــــــــــــــ (1380)، سپیده دمان، ترجمه علی عبداللهی، تهران: انتشارات جامی.
  • ـــــــــــــــ (1381)، فلسفه، معرفت و حقیقت، ترجمه مراد فرهادپور، تهران: انتشارات خوارزمی.
  • ـــــــــــــــ (1386)، اراده‌ی قدرت، ترجمه مجید شریف، تهران: انتشارات جامی.
  • ـــــــــــــــ (1386)، فلسفه در عصر تراژیک یونانیان، ترجمه مجید شریف، تهران: انتشارات جامی، چاپ سوم.
  • ـــــــــــــــ (1387)، نگاهی به نگرش‌های فلسفی سده بیستم، تهران: انتشارات طهوری.
  • ـــــــــــــــ (1389)، حکمت شادان، ترجمه حامد فولادوند، تهران: انتشارات جامی.
  • هون، لارنس (1391)، از مدرنیسم تا پست مدرنیسم، ویراسته: عبدالکریم رشیدیان، تهران: نشر نی.
  • هیدگر، مارتین و دیگران (­1389­)، زرتشت نیچه کیست، ترجمه محمد سعید حنایی کاشانی، تهران: انتشارات هرمس.
  • یاسپرس، کارل (1387)، نیچه: درآمدی به فهم فلسفه‌ورزی او، ترجمه سیاوش جمادی، تهران: نشر ققنوس.
  • Deleuza, G (2002), Nietzsche and philosophy, Translated by Hugh Tomlinson, New York: and Columbia University Press.
  • Hasse, Ulrich (2008), Starting with Nietzsche, MPG Book Ltd, Bodmin, Cornwall