نوع مقاله : علمی - پژوهشی
عنوان مقاله English
نویسندگان English
نقش بنیادین مسئله کرامت در بسیاری از امور مرتبط با انسان ازجمله اختیار، آزادی و حقوق بشر باعث شده است تا این موضوع موردتوجه فلاسفه و محققان در مکاتب گوناگون قرار بگیرد. در این میان فلسفه غرب نقش پررنگتری در تئوریزه کردن و کاربردی سازی مسئله کرامت ایفا کرده است که از آن جمله میتوان به آراء فلسفی و اخلاقی کانت اشاره کرد که مورد استفاده وسیع کارگزاران حقوقی و آکادمیک دنیای معاصر قرار گرفته است. نظر به گستردگی نظرات کانت در زمینه کرامت در کتابهای گوناگون، تفاسیر انجامشده از دیدگاه کانت غالباً موزاییکی، بخشی و فاقد جامعیت به نظر میرسد. ازاینرو تحقیق حاضر با استخدام روش فراتحلیل تلاش کرده است تا ضمن مطالعه همه آثار کانت در زمینه کرامت انسان، خوانشی انتقادی از این مسئله را از نظرگاه درون-پارادایمی غرب و معرفتشناسی اسلامی ارائه دهد. نتایج نشان داد که از منظر درون-پارادایمی غرب مفهوم کرامت از دیدگاه کانت از یک ارزش مطلق تا مفهومی رواقیگرایانه و تشکیکی نوسان دارد و در مورد نقش دوگانه کرامت در زایش حق یا الزام به تکلیف فاقد انسجام است. همچنین در مورد آگاهانه بودن خاستگاه کرامت نیز نظرات کانت با ابهاماتی مواجه است. از منظر معرفتی اسلام نیز دیدگاه کانت در سازوکار تحقق کرامت ارزشی و متناهی بودن درجه تعالی بشر، برداشت از کرامت و حیات کریمانه، و همچنین تفاوت در ماهیت عقل مورد استناد در تحقق کرامت، با برخی کاستیها مواجه است.
کلیدواژهها English